تبليغاتX
صبا ...
من صبا به همراه دوستم یاس توی این وبلاگ مطلب مینویسیم ...
ماه جالبی نیست برای من ولی امسال تا حالاش که خوب بوده برای همتون دعا میکنم برام دعا کنید برای همه کسایی که مشکل دارن برای همه کسایی که مریض دارن و برای همه دوستتانتون و همه چیز سحر صبح و زندگی زندگی کنید و زنده بمونید... صبا
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 6:37  توسط صبا | 
ایدی من حک شد واقا که نمیدونم چرا شایدم بلوک شد به هر حال فعلا دارم سعی میکنم یه ایدی دیگه مشابه همین بسازم و جای گزین کنم زمن اینکه یه سری اطلاعات جدید در مورد صرع به دستم رسیده که خیلی زود میزارم توی وبلاگ این چند وقتم ورد سیستم مشکل پیدا کرده بود و نمیتونستم اونجا مطلب بزارم یا داستان بنویسم همتونو دوست دارم قربونتون برم صبا
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 6:34  توسط صبا | 

(( فرضيه هاي كشندي و تصادم ))

 

 

بر طبق فرضيه ي كشندي ، كه به فرضيه ي برخورد نيز معروف است ، سيارات بر اثر كشند هاي عظيمي بوجود امدند كه عبور ستاره اي ديگر از نزديكي خورشيد ، در ان ايجاد كرد .

گازها ي چگالي كه از خورشيد جدا شد داراي حركتي در امتداد حركت ستاره ي گذرنده بود .

بخشي از ماده ي جدا شده را احتمالاً اين ستاره همراه خود برد . بخشي ديگر نيز مسلماً به سطح خورشيد بازگشت .

قسمت سومي نيز وجود داشت كه نيروي گريز از مركز وارد بر ان به اندازه اي بود كه بر جاذبه ي گرانشي فايق ايد .

 

اين قسمت سيارات عظيمي را بوجود اورد .

اين فرضيه كه در سال 1900 به وسيله ي فارست مولتن و تامس چمبرلين از دانشگاه شيكاگو پيشنهاد شد ، در ابتدا نظريه ي خرده سيارات  ناميده شد .

اين نامگذاري حاكي از ان است كه نتيجه ي بلافصل عمل كشندي صرفاً ايجاد سياراتي خرد بود .

اين خرده سيارات با جذب ماده پراكنده ي حول  و حوش خود منظومه اي از نه سياره ( جديداً هشت سياره ) شناخته شده را بوجود اوردند .

فرق فرضيه تصادم با فرضيه كشندي در اين است كه فرض مي كند برخورد خورشيد و ستاره ي ميهمان ، در واقع يك تصادم بود .

و ادامه دارد ....

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 12:52  توسط ياس | 
حس میکنم فراموش شدم و خاموش  مثل یه ستاره گم شده در کهکشان مثل یه سنگ بیفروق در عمق دریا  جایگاهم بستر رودخانه بود و نورم اندازه یه قمر در کنار یک سیاره جالا همه خاموشند

صبا  بی سلام خداحافظ

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 5:10  توسط صبا | 

دوستان خوبم درست 5 سال پيش در يك چنين روزهايي من مادربزرگ مهربانم را از دست دادم

مادربزرگي كه براي من زحمات زيادي كشيد. درست مثل مادرم .

ميدونم حتماً بعضي از شماها هم عزيزاني رو داشتيد كه از دست داديدشان

اميدوارم خدا بهترين جاها رو در بهشتش به اونها ببخشه

به ياد همه ي اونهايي كه دوستشون داشتيم و از دست داديمشون

 

(تقديم به مادر بزرگ عزيزم)

 

در ميان طوق اين امواج

چرا صبحي نمي خيزد

چرا باران چشمانم

بر اين دريا نمي ريزد

چرا اين بغض بي پايان

ز سر بيرون نمي ريزد

چرا درياي بي امواج

در اين شب بر نمي خيزد

چرا لبخند هر روزم

به لبهايم نمي خيزد

چرا امشب صداي پا

زكويم بر نمي خيزد

خدايا ماه شبهايم

به راهم نور مي ريزد

چرا خورشيد هر روزم

ز كوهستان نمي خيزد

چرا امشب سرير غم

ز مويم بر نمي خيزد

چرا اواز چشمه

از سبويم بر نمي خيزد

دو چشمم عاشقانه

بر كناري اشك مي ريزد

چون اينك بر رهم مادر

صدايت بر نمي خيزد

                                (  سروده ي ياس )  سال 1382

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 15:43  توسط ياس | 

 

(( منشاء منظومه شمسي ))

 

 

 

 

اكنون عقيده عمومي بر اين است كه اعضاي منظومه شمسي از سه نسل هستند.

 

خورشيد تنها عضو نسل اول است و در حدود 5 بيليون سال پيش زاده شده است.

سيارات ، سياركها و بيشتر اجزاي ديگر اين منظومه كه اندكي ديرتر بوجود امدند، نسل دوم را تشكيل مي دهند.

 

قمرها نسل سوم فرزندان سيارات و متعلق به زماني جديدتر هستند.

هم چنين عموماً فرض ميشود كه همه ي اين اجرام از توده ي ماده اي بوجود امده اند كه در اغاز متعلق به خورشيد بود.

 

با فرضيه هاي گوناگون كوشش شده است كه فرضاً نحوه افرينش سيارات توضيح داده شود. مهمترين اين فرضيه ها عبارتند از:

 

1-    فرضيه نيروي گريز از مركز

2-    فرضيه كشندي

3-    فرضيه تصادم

4-    فرضيه برخورد ستاره ي دوگانه

5-    فرضيه تلاطم

6-     فرضيه پيش سياره

 

 

فرضيه نيروي گريز از مركز

 

فرضيه نيروي گريز از مركز به افتخار پير سيمون لاپلاس (1827_1749) رياضيدان و منجم بزرگ فرانسوي كه نخستين بار ان را در سال 1796 ارائه كرد، فرضيه سحابي لاپلاس ناميده مي شود.

مطابق اين نظريه زماني خورشيد توده ي قرص مانند گسترده اي از گاز سوزان بود كه به كندي دوران ميكرد و وسعت ان از مدار پلوتون ، بيروني ترين سياره  (هر چند كه حالا ميدانيم پلوتون يك سياره نيست) هم فراتر ميرفت.

سلسله ي حوادث زيرين موجب پيدايش سيارات گرديد :

الف- اين گاز سرد شد

ب- در نتيجه منقبض گرديد و شعاع قرص كاهش يافت.

پ- كاهش شعاع موجب افزايش سرعت دوراني و در نتيجه افزايش نيروي گريز از مركز شد.

و... ادامه دارد

 

 

بر گرفته از کتاب نجوم جلد دوم

                             نوشته مایر دگانی

 

                           ياس

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 15:36  توسط ياس | 

دوستان عزیزم سلام

بالاخره امتحاناتم تموم شد و میتونم با خیال راحت در خدمتتون باشم دلم برای همتون تنگ شده دوستتون دارم   یه دنیا

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 15:24  توسط ياس | 

در هزار توي دل اين درياي مرجاني

بشنو افسانه سرزمين دلاوران را

از كراني تا كران دگر

از اين ديار تا ان ديار

 

خيلي از ما در دوران كودكي مي خواستيم از مرد نقاب پوشي تبعيت  كنيم كه سوار بر اسب زيبايي ميشد و با شمشيرش بر ديوارها علامت((   Z  ‌‌ )) (اول نامي كه براي خودش انتخاب كرده بود) را حك مي كرد.

 

 

بله منظورم زورو قهرمان مردم كاليفرنياست . مردي كه حدود دهه ي 1970 ظهور كرد و بيدادگران ظالم منطقه التا كاليفرنيا را به زانو در اورد.

در مورد اينكه ايا حقيقتاً شخصي به نام زورو وجود داشته يا نه تناقض گويي زياد است اما تا انجا كه من به عنوان يك جستجوگر در منابع اطلاعاتي اينترنتي و كتاب هاي مختلف جستجو كردم بله شخصيت زورو وجود داشته.

در زمان پيدايش زورو مناطق كاليفرنياي عليا و سفلي جزو مكزيك قديم محسوب ميشده است.( مكزيك در ان زمان از مرز تگزاس واقع در ايالات متحده تا اقيانوس ارام كشيده شده بوده است.)

زورو يك قهرمان مكزيكي است كه بر عليه استبداد ان روز حاكمان اسپانيايي و خودفروشان وطن فروش كاليفرنيايي قيام ميكند. او كماكان خاستگاه مردم مكزيك و كاليفرنياست هر چند كه بعد از گذشت دهه هاي متمادي از پيدايشش بدل به افسانه شده است .

ديه گو دلاوگا پسر يكي از زمين داران و سرمايه داران ان روز كاليفرنيا بوده . كسي كه در ميان ناز و نعمت بزرگ شده و هر انچه در زندگي مي خواسته در يك چشم به هم زدن برايش فراهم ميشده است. جذابيت ماجرا در ان است كه فردي با چنين امكانات و رفاه زياد بر عليه ظلم قيام مي كند در حالي كه مي توانست به راحتي به ان زندگي راحت و پر زرق و برق سرمايه داري اكتفا كرده وحتي زحمت ديدن رنج و بدبختي زير دستانش را به خود ندهد . ديه گو علاوه بر انكه ان زندگي راحت و اسايش فوق العاده را رها مي كند در پي ان مي شود تا در زير نقاب سياه جنگجويي دلاور خود به مبارزه با بيدادگري برود.

مطمئناً تصميم اين مرد جوان براي رويارويي با ظلم از فطرت و سرشت بي همتايش نشئت مي گيرد زيرا علاوه بر انكه يك زندگي راحت و بي رنج را رها مي كند مجبور است بار مشكلات يك ملت را نيز به دوش بكشد ديه گو در عين حال كه پشتوانه اي چون مردم ان روز مكزيك داشته تنهاي تنها بوده . مردم ان روز يك عده كشاورز و برده ي بي دست و پا بوده اند كه براي گرفتن حق خود حتي نمي توانستند شمشير به دست بگيرند مردمي صادق و در عين حال كاملاً ترسيده از فجايع زمان خود. كساني كه احتياج به يك ناجي داشته اند كه از حقشان دفاع كند. زورو اين كار را كرد اما به قيمت از دست دادن ازادي فكري و جسمي خود و زندگي و دوران زيباي جوانيش او زندگيش را وقف مردمي كرد كه دوستشان داشت اما حمايت از يك ملت ان هم به تنهايي واقعاً وظيفه دشواري بوده ان هم براي فردي كه در راحتي يك زندگي سرمايه داري بزرگ شده.

وقتي در كودكي كارتون و يا فيلم زورو را مي ديديم از قهرمان بازيهايش و اينكه سربازان را دست مي انداخت خوشمان مي امد و خنده امان مي گرفت خيلي ها اين قهرمان بازي ها و كارهاي اعجاب انگيز زورو را به مسخره مي گرفتند و اينها را نشئت گرفته از تخيل كارگردان ها مي دانستند اما چيزي كه من الان مي دانم ان است كه هر گاه دوباره ان فيلم ها و كارتون ها را نگاه ميكنم به جاي خنده گريه ام مي گيرد براي شجاعت و دلاوري كسي كه خودش را فداي اهدافش كرد هرچند كه قبول دارم در فيلم ها اغراق وجود دارد ولي اين نفس كار اين قهرمان را نمي پوشاند . شايد زورو به معنايي كه در فيلم ها نشان مي دهند وجود نداشته است يعني انكه براي مثال از ديوار 3 متري ميپريده و از اين بالكن به بالكن ديگري با طناب پرواز مي كرده . شايد اينها اغراق براي درون فيلم ها باشد اما مي دانم كه به دور از اين نمايش ها او بوده جنگيده و از ارمانش دفاع كرده و اين مهم است .

 

 

 

 

يادداشت محمد علي مهمان نوازان در ابتداي كتاب زورو به ترجمه خودش

 

اولين روزي كه ناشرم كتاب زورو را براي ترجمه به من پيشنهاد كرد ، ديدگاه متفاوتي نسبت به حماسه او و روند شكل گيري شخصيتش داشتم . ان زمان زورو در نظر من انساني بود كه بيشتر سرگرم كننده بود تا قهرمان .

ذهنيت قبلي كه نسبت به او داشتم تحت الشعاع اعمال جالب و خيره كننده او بود و هدفمندي خاصي در كارهايش مشاهده نمي كردم. به نظر مي رسيد شخصيت او با صفاتي چون زيركي ، قهرمان بازي ، شيرين كاري و چيزهايي از اين دست اميخته است. اما با خواندن كتاب ترديدم براي ترجمه ان نه تنها به يقين بدل شد ، بلكه بسيار خوشحال بودم كه چنين كتابي به دستم رسيده است.

به هر حال زيبايي جريان روايي داستان و خود قصه از يك طرف و شخصيت تاُثير گذار زورو از سوي ديگر چنان حلاوتي را سبب شد كه اين داستان در زمره يكي از بهترين قصه هايي جاي گيرد كه تا به امروز خوانده ام.

حس ماجراجويي و ذات عدالت طلبي زورو به گونه اي است كه در پاره اي اوقات اعتماد به نفسش را تحسين مي كني و از شجاعتش لذت ميبري و گاه از ضمير متعالي او و در يك كلمه انسانيتش ، كه در لايه لايه هاي كتاب به مفهوم واقعي نمود پيدا مي كند سرشار مي شوي. او نماد يك خير خواه و شايد يك انسان ارمانگراست . اما چيزي كه اهميت دارد اين است كه رسالت واقعي انسانيت را فرياد مي زند. به مكان و موقعيت بي تفاوت است و مصرانه تعهد انسان دوستانه اش را به پيش مي برد. در كودكي و بزرگسالي به يك شكل و با يك احساس در مقابل ظلم قد علم مي كند و از انجا كه سياهي و ستم را به هيچ شكل بر نمي تابد ، با به خطر انداختن ثروت ، موقعيت و حتي جانش عدالت را عينيت مي بخشد.

زورو حالا ديگر براي من يك شخصيت داستاني صرف نيست ، حالا او حكم كسي را برايم دارد كه به دور از هر گونه مذهب و منصبي به عدل و عدالت مفهوم مي بخشد. او هم مثل همه ادم هاي ديگر صفاتي انساني دارد: عاشق مي شود ، شيطنت مي كند ، حتي دروغ مي گويد و گاهي دغل بازي به راه مي اندازد : اما با اين همه ، كمال انساني را هم نمايش مي دهد.

 

  

 

اين كتاب به ترجمه محمد علي مهمان نوازان نوشته ايزابل النده است كه او به تازگي ان را نوشته و روانه بازار كرده است و فروش فوق العاده و غير قابل تصوري هم داشته . اين كتاب به شرح حال ديه گو دلاوگا از زمان تولد تا لحظه زورو شدنش مي پردازد . من اين كتاب را خواندم و لذت بردم هر چند كه به نظر من ايزابل النده تا حدودي شخصيت را انگونه كه خود مي خواسته تصوير كرده و تا حدودي به نظر من شخصيت زورو را تغيير داده كه مورد پسند من نيست در تاريخچه زندگي او دست برده و به قول خودش زورو را از زاويه اي جديد به نمايش گذاشته.

من شخصيت زورو را با همان ابعاد خودش دوست دارم . همان شخصيتي كه خالق اول داستانش بر اساس مدارك تاريخي موجود خلق كرده بوده . با اين حال كار ايزابل النده قابل تقدير است چون كسي تا به حال اينقدر جدي به شرح زندگي ديه گو دلاوگا قبل از زورو شدنش نپرداخته بوده .

 

 

از تغييراتي كه به نظر من ايزابل النده تا حدودي اعمال كرده اولاً خود زورو را تا حدودي مردي بولهوس و لا قید معرفي كرده كه ما مي دانيم اينطور نبوده بلكه براي پنهان كردن شخصيت واقعي اش به اين مسئله تظاهر مي كرده. يا مثلاً در طول داستان شخصيت پدر ديه گو را طوري نشان مي دهد كه با ان چيزي كه من از گذشته به خاطر مي اورم فرق دارد . او هم مانند پسرش مردي عدالت طلب و مبارز بود تنها بي باكي و تحور پسرش  در رويارويي مستقيم با ظلم را نداشت چون تا حدودي مثل مردم زمانش از از دست دادن خانواده و رفاهش مي ترسيد در حالي كه در كتاب النده اينگونه نيست.

با اين حال كتاب ايزابل النده را دوست دارم چون شخصيت محبوبم را هر چند با كمي دخل و تصرف اما به زيبايي به تصوير كشيده .

 

ياس

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 15:16  توسط ياس | 

ما از کودکی قهرمان های بی همتا را دوست داشتیم .می توانم بگویم قهرمان دوران کودکی من شاید همان قهرمان شما هم باشد کسی که با ارمانی ستودنی پا به عرصه ی عدالت طلبی نهاد و همگان را شیفته خود ساخت.

Image Preview

ایا او واقعاْ تنها یک افسانه است؟

 

Image PreviewImage Preview  

 

     

 

  

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 1:39  توسط ياس | 
 ۱ـ بـه علت کم بود منابع نیمی از وبلاگ واگزار میشود اگهی مناقصه تا یک هفته اعتبار دارد از مقضازیان در خواست میشود در اولین فرست اعلام همکاری خود را مبزول دارند.

۲ ـ  به یهک قلط گیر وارد نیاز مندیم.

۳ ـ اقا مطلب نداریم چرا اومدی بخونی؟؟؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 9:51  توسط صبا |